close
تبلیغات در اینترنت
< نمونه های عینی از تاثیر قرآن در زندگی

آخرين ارسال هاي انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
1 6256 aminmoin
2 6699 aminmoin
7 8314 mehdi23
3 8631 mohammad1
1 6837 baran
0 6081 meshkat1373
1 6341 rahpoo
1 7305 maryaam
3 7153 rad69
0 3605 rahpoo
0 1743 rahpoo
0 2081 rahpoo
0 1470 rahpoo
0 11924 rahpoo

بروز بودن

نمونه های عینی از تاثیر قرآن در زندگی

435 بازديد موضوع : بخش قرآن , کودکان و قرآن ,

 نمونه های عینی از تاثیر قرآن در زندگی

اگر با جان و دل آیات قرآن کریم را که به عنوان کامل ترین نسخه موفقیت برای زندگی افراد پیچیده شده است را باور کنیم و آنها را در زندگی خود عملی کنیم مسلما آثار چشم گیر و فروانی در زندگی ما خواهد داشت و میتواند تحول بزرگی در زندگی ما ایجاد کند.

این مسئله در طول تاریخ نیز شواهد بسیار زیادی داشته و تحولات زیادی در زندگی افراد مختلف با علایق و سلیقه های مختلف ایجاد کرده است که می تواند درس بزرگی برای ما باشد.

به همین دلیل در این قسمت تصمیم گرفتیم تا نمونه هایی از تاثیر قرآن در زندگی افراد را بررسی کنیم و قسمت هایی از آنها را بیان کنیم.

 


 

 

تأثیر قرآن در زندگی یک جوان

احمد بن سعید عابد گفت: پدرم برای من نقل کرد که در زمان ما، در کوفه جوان خداپرستی بود - بسیار خوش صورت و زیبا اندام - همواره در مسجد جامع حضور داشت و اندک وقتی بود، که در مسجد نباشد.

 

زن زیبا و خردمندی چشمش بر او افتاد و دلباخته اش شد. پس از مدت ها که رنج کشید و روزها بر سر راه آن جوان ایستاد، یک روز، هنگامی که جوان به مسجد می رفت. زن خودش را به او رسانید و گفت: ای جوان! بگذار یک کلمه با تو سخن بگویم، آن را بشنو، آنگاه هر چه خواستی بکن. جوان به آن زن بی اعتنایی کرد و با او سخن نگفت. و به راه خود رفت هنگامی که از مسجد به قصد منزل می رفت آن زن دوباره سر راهش آمد و گفت: ای جوان! می خواهم یک جمله با تو سخن بگویم؛ به سخنم گوش کن.

جوان سر خود را پایین انداخت و گفت: این جا، جای تهمت است و من خوش ندارم در موضع تهمت باشم. زن گفت: ای جوان! من تو را کاملا می شناسم و اینجا که ایستاده ام از آن جهت نیست که تو را نشناخته باشم. معاذ الله! که کسی از این موضوع اطلاع پیدا کند. خودم آمدم تا در این موضوع با تو صحبت کنم. گرچه می دانم اندکی از این مطالب، نزد مردم بسیار بزرگ می باشد و شما عابدها و زاهدها همانند شیشه می باشید که کمترین چیزی آن را معیوب می سازد.

اینک فشرده آن چه را که می خواهم به تو بگویم این است: تمام وجودم گرفتار تو شده، پس در کار من و خودت، خدا را در نظر داشته باش.

آن جوان به منزل رفت، خواست نماز بخواند (از یاد آوردن وضع آن زن) نتوانست نماز بخواند. نامه ای نوشت، آن را برداشت و از منزل خارج شد. دید آن زن همچنان ایستاده است. کاغذ را به او داد و برگشت.

در آن نامه نوشته بود «بسم الله الرحمن الرحیم» ای بانوی محترمه! بدان! بار اول که انسان معصیت می کند، خدا حلم می ورزد، بار دوم پرده پوشی می کند، اما هنگامی که بنده ای لباس معصیت به تن پوشید، خداوند غضبی می کند که آسمان ها و زمین و کوه ها و درختان و جنبندگان، تحملش را ندارند.

اگر آنچه گفتی دروغ است، تو را به یاد روزی می اندازم که در آن روز آسمان ها چون فلز گداخته شود و کوه ها مانند پشم زده شود و پراکنده گردد و مردم از ترس به زانو در می آیند. به خدا قسم من از اصلاح خودم عاجزم تا چه رسد به اصلاح دیگران.

تو را سفارش می کنم که خودت را از شر خودت حفظ کنی و این یه را به یاد تو می ورم که می فرماید: (وَهُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُم بِاللَّیْلِ وَیَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ:او ن خدایی است که چون شب به خواب می روید جان شما را می گیرد (و نزد خود می برد) و شما را می میراند و در روز نچه از اعمال و کردار را انجام دهید می داند)

و اگر آنچه را گفتی راست است و حقیقتاً گرفتار شده ای، طبیبی را به تو نشان دهم که دردهای مزمن و سخت را علاج می کند.

او خداوند متعال و پروردگار جهانیان است. از صدق دل رو به خدا آور که مرا این آیه قرآن، منقلب و مشغول کرده است. خداوند می فرماید:

(وَأَنذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَنَاجِرِ کَاظِمِینَ مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَلَا شَفِیعٍ یُطَاعُ یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ: ای رسول گرامی! امت را از روز قیامت بترسان که نزدیک است از هول و ترس آن، جان ها به گلوها برسد و از بیم آن حزن و خشم خود را فرو می برند، هنگامی که ستم کاران نه خویشی دارند که در آن روز به فریادشان برسد و از آنان حمایت نماید و نه واسطه ای که وساطتش پذیرفته شود. خداوند، خیانت چشم ها و آنچه را دل ها پنهان می دارند می داند و از قلب های مردم آگاه است.)(غافر: 18)

با این وضعیت من چگونه می توانم از این آیه بگریزم. زن بعد از چند روز دیگر آمد و بر سر راه جوان ایستاد. وقتی آن جوان متوجه شد که زن سر راهش ایستاده است، خواست به منزلش برگردد، که زن او را نبیند.

ناگهان او صدا زد ای جوان! برنگرد، زیرا دیگر مزاحم تو نیستم و ملاقاتی بین من و تو، جز در جهان دیگر نخواهد بود.

آن زن چون تحت تأثیر آیات قرآن قرار گرفته بود. گریه شدیدی کرد و گفت: از خداوندی که کلیدهای قلب تو به دست او است، می خواهم که او این مشکل را آسان کند. آنگاه از پی آن جوان آمد و گفت: ای بنده مخلص خدا! بر من منت بگذار و مرا موعظه ای کن و پندی بده که تا زنده ام به آن عمل کنم. جوان گفت: تو را سفارش می کنم که خودت را از شر خودت حفظ کنی و این آیه را به یاد تو می آورم که می فرماید:

(وَهُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُم بِاللَّیْلِ وَیَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ: او آن خدایی است که چون شب به خواب می روید جان شما را می گیرد (و نزد خود می برد) و شما را می میراند و در روز آنچه از اعمال و کردار را انجام دهید می داند.)(الأنعام: 60)

وقتی زن این آیه را شنید متأثر شد و سر خود را پایین انداخت، گریه شدیدی کرد و به منزل برگشت. و به عبادت و راز و نیاز با خدای خود پرداخت و با همین حال، با اندوه و ناراحتی از این جهان درگذشت و به ابدیت پیوست.(کتاب؛ تأثیر قرآن در جسم و جان، مولف: نعمت الله صالحی حاجی آبادی))

انفاق

 

تاثیر آیات انفاق در افراد مختلف

(لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‌ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ: هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و از هرچه انفاق کنید قطعاً خدا بدان داناست.)(آل‌عمران: 92)

همانطور که در قبل اشاره شد بعضی از افراد این قدر از روح با صفایی برخودار هستند که به محض شنیدن پیام های الهی کاملا منقلب شده و دست به کارهایی میزنند که برای همیشه در تاریخ ماندگار می شود که برای مثال جریان دو نفر از کسانی را که با شنیدن آیه 92 سوره آل عمران نام خودشان را در دفتر تاریخ ثبت کردند را برای شما بیان می کنم:

1) ابو طلحه انصاری

او در مدینه نخلستان و باغی زیبا و پر در آمد داشت، پس از نزول آیه فوق به خدمت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله رسید و عرض کرد: می‌دانی که محبوبترین اموال من همین باغ است، و من می‌خواهم آن را در راه خدا انفاق کنم تا ذخیره‌ای برای رستاخیز من باشد، پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود: بخّ بخّ ذلک مال رابح لک: آفرین بر تو، آفرین بر تو، این ثروتی است که برای تو سودمند خواهد بود، سپس فرمود: من صلاح می‌دانم که آن را به خویشاوندان نیازمند خود بدهی، ابو طلحه دستور پیامبر صلّی اللّه علیه و آله را عمل کرد و آن را در میان بستگان خود تقسیم کرد.

2) زبیده همسر هارون الرشید

او قرآنی بسیار گرانقیمت داشت که آن را با زر و زیور و جواهرات تزیین کرده بود و علاقه فراوانی به آن داشت، یک روز هنگامی که از همان قرآن تلاوت می‌کرد به آیه لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ رسید، با خواندن آیه در فکر فرو رفت و با خود گفت هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق کنم، کسی را به دنبال جواهر فروشان فرستاد و تزیینات و جواهرات آن را بفروخت و بهای آن را در بیابانهای حجاز برای تهیه آب مورد نیاز بادیه نشینان مصرف کرد که می‌گویند: امروز هم بقایای آن چاه‌ها وجود دارد و به نام او نامیده می‌شود. (تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه)

بار اول که انسان معصیت می کند، خدا حلم می ورزد، بار دوم پرده پوشی می کند، اما هنگامی که بنده ای لباس معصیت به تن پوشید، خداوند غضبی می کند که آسمان ها و زمین و کوه ها و درختان و جنبندگان، تحملش را ندارند

 

تاثیر آیات قرآن بر قلوب مشرکین

بعضی از سران مشرکان مکه مانند ((ولید بن مغیره)) (و به روایتی عتبة بن ربیعه) برای تحقیق پیرامون قرآن و دعوت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) به محضر پیامبر می آمدند و از ایشان در مورد مسائل مختلف سۆ الاتی می پرسیدند و حضرت بعد از پاسخ به تمام سوالات برای انها آیات ابتدایی سوره مبارکه فصلت را قرائت می کردند:

حم تَنزِیلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ كِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِّقَوْمٍ یَعْلَمُونَ بَشِیرًا وَنَذِیرًا فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا یَسْمَعُونَ وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِی أَکِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَیْهِ وَفِی آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَیْنِنَا وَبَیْنِکَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَی إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَیْلٌ لِّلْمُشْرِکِینَ

هنگامی که حضرت به آیه:

(فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُکُمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ: پس اگر روی برتافتند بگو: شما را از صاعقه‌ای مانند صاعقه عاد و ثمود هشدار دادم)(فصلت:13) می رسید و آنان را به صاعقه ای همچون صاعقه عاد و ثمود تهدید می کرد چنان تکان می خوردند و در وحشت فرو می رفتند که دیگر قادر به ادامه سخن نبودند، به سراغ گروه خود می رفتند و تأثر شدید خود را از این کلمات اضطراب انگیز بیان می کردند. (تفسیر نمونه)

برچسب ها : قرآن در زندگی , قرآن در زندگی انسان , قران در زندگی امروز , قران در زندگی روزمره , نقش قرآن در زندگی , نقش قرآن در زندگی انسان , تاثیر قرآن در زندگی , اهمیت قرآن در زندگی , تاثیر قرآن در زندگی انسان , فواید قرآن در زندگی , قران در زندگی انسان چه نقشی دارد , تاثیر قران در زندگی انسان ها , اهمیت قرآن در زندگی انسان , جایگاه قرآن در زندگی انسان , آثار قرآن در زندگی انسان , نقش قرآن در زندگی انسانها , نقش قرآن در زندگي انسان , تاثیر قرآن در زندگی امروزی , نقش قران در زندگی امروزی , تاثیر قران در زندگی روزمره ,

نوشته شده توسط : رهپو تاريخ : جمعه 17 ارديبهشت 1395 نظرات ()

انتشار اين مطلب در شبکه هاي اجتماعي

نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تمامي حقوق براي اين سايت محفوظ است و کپي برداري تنها با ذکر منبع بلامانع است.

طراح: دوست قرآني